شيخ ذبيح الله محلاتى
50
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
نگشت و از شيعه و غير شيعه كسى اين نسبت را به او نداده همانا مردم شيعه دو گروهند يكى شيعى و آن ديگر زيدى اما شيعى جز باحاديث منصوصه امامت كسى را استوار ندارند و باتفاق علما در اولاد امام حسن كس دعوىدار اين سخن نشده است اما زيدى بعد از حسن و حسين امام آنكس را داند كه در امر خلافت و امامت جهاد كند و زيد بن الحسن با بنى اميه هرگز جانب تقيه را فرونگذاشت و با بنى اميه كار برفق و مدارا مىداشت و متقلد اعمال ايشان مىگشت . و ديگر جماعت حشويه جز بنى اميه را امام نخوانند و ابدا در اولاد رسول خدا كس را امام ندانند و معتزله امامت را به اختيار جماعت و حكم شورى استوار نمايند و خوارج آنكس را كه امير المؤمنين دوست داشته باشد امام نخوانند و زيد بن حسن دوستار جد و پدر بود لاجرم باتفاق اين طوائف كه نام برده شد زيد منصب امامت نتواند داشت . و شعراى در فضائل زيد بسيار سخن كردهاند و در مرگ او مراثي بسيار سرودهاند از آن جمله قدامة بن موسى الجمحى اشعار ذيل را در مرثيه زيد گفته : فان يك زيد غالت الارض شخصه * فقد بان معروف هناك وجود و ان يك امسى رهن رمس فقد ثوى * به و هو محمود الفعال فقيد سميع إلى المعتر يعلم . . . انه * سيطلبه المعروف ثم يعود الى آخر القصيدة كه در جلد ناسخ متعلق باحوالات امام حسن مجتبى عليه السلام ذكر كرده است لبنى بنت حباب الكعبيّة در اعلام النساء از فوات الوفيات و اغاني نقل كرده كه اين بانو صاحب حسن و جمال بوده كانت مديدة القامه شهلاء حلوة المنظر و الكلام در زيبائى صورت و رعنائى قامت و تناسب اعضا نادرهء عصر خود بود گونهاى او گفتى مرواريد است كه مذاب ياقوت خورده قيس بن ضريح كه يك نفر از شعراى مدينه بود و مردي بديع الجمال و با ثروت